گریز از خستگی و ناامیدی
گریز از خستگی و ناامیدی
توصیه های نهایی به خانواده های داوطلبان کنکور
چیزی به کنکور نمانده است . خستگی را میشود توی چشم همه اعضای خانواده دید. از خودم که دانشآموز پیشدانشگاهی هستم تا مادرم، پدرم حتی خواهر کوچکترم احساس خستگی میکنند. مهمانیها همه تعطیل شده، نه کسی میآید، نه کسی میرود. مسافرتها که تقریباً دو سالی است در برنامه خانوادگی ما جایی ندارد.
دیروز پدرم گفت: «همه این سختیها را به خاطر «تو» تحمل میکنیم». این جملهاش مثل وزنه سنگینی روی دوش من افتاد. با خودم گفتم اگر قبول نشوم، چه میشود. دنیا دور سرم چرخید، پدرم را میدیدم که ناراحت و عصبانی است. مادرم را میدیدم که زیر زیرکی گریه میکند و خواهرم که مدام صفحه روزنامه را دنبال اسم من زیر و رو میکند ... . راستی اگر من دانشگاه قبول نشوم، جواب پدر و مادرم را چه بدهم؟!
این سؤالی است که ذهن خیلی از کنکوریها را به خودش مشغول میکند. آنها از خود میپرسند، اگر دانشگاه قبول نشوم، چه میشود؟ بعد شروع میکند به تصور کردن آن روزی که دانشگاه قبول نشدهاند، تصویر پدر را میبینند، تصویر خواهر و عمه و عمو را میبینند، خودشان را میبینند ... .
از نگاهی دیگر، پدر و مادرها هستند که این سؤال را از خود میپرسند: اگر او دانشگاه قبول نشود؟ بعد شروع میکنند به تصور کردن فرزندانشان که ناراحت و خسته باید شروع به درس خواندن کند، خودشان را تصور میکنند که دوباره باید خیلی از برنامههای اصلی زندگی معمول را تغییر دهند. آن وقت با این تصورات هر دو طرف، هم پدر و مادر و اعضای خانواده و هم خود فرد خستهتر از آنچه که هست میشود و بهتر از همه اینکه، دانشآموز انرژی لازم را برای ادامه را از دست میدهد و یا با انرژی کمتری برنامههایاش را دنبال میکند و این موضوعی است که میخواهیم با همدیگر به حل آن بپردازیم. یعنی جلوگیری از خستگی مضاعف و ترس از آینده. اما چگونه؟
1- منت نگذاریم
اگر به اول متن برگردید، میبینید فرد کنکوری«منظورمان همان دانشآموز پیشدانشگاهی است»، با این جمله پدر که: «همه این سختیها را به خاطر تو تحمل میکنیم»، احساس بدی را پیدا میکند. احساس سنگینی که به گفته خودش، شانههایاش را سنگین میکند.
اعضای خانواده باید به یاد داشته باشند که اگر شرایط سختی را متحمل میشوند، تنها به خاطر فرد کنکوری نیست بلکه به خاطر خودشان است. چرا؟ چون موفقیت یکی از اعضای خانواده – البته اگر همه اعضا همبستگی با هم داشته باشند- موفقیت همه است و خانواده قبول کرده که همه هزینههای مادی مثل کلاس کنکور، مدرسه خوب، تهیه کتاب و .... و هزینههای معنوی مثل به تعویق انداختن مهمانی و مسافرت، رعایت سکوت و نظم در خانه و ... را بپردازند.
از طرف دیگر، فرد کنکوری و دانشآموز پیشدانشگاهی هم باید بداند که اگر او امروز متحمل تلاش بیشتری میشود، فقط به خاطر خودش است. شاید کار و تلاش او مورد تقدیر خانواده و اطرافیان هم قرار بگیرد اما نفع این تلاش اول از همه متوجه خودش میشود. او است که امکان تحصیل پیدا میکند، در جامعه مورد توجه بیشتری قرار میگیرد، شانس یافتن شغل برایش بیشتر میشود و ... .
پس نتیجه اول: منت نگذاریم چون همه ما قرار است از این پیروزی شیرین، سهمی داشته باشیم.
2- تصورات خوب داشته باشیم
«اگر قبول نشوم چه میشود؟» «اگر قبول نشوی چه میشود؟» همه این اگر و اماها را دور بریزید و کاملاً مثبت فکر کنید. به جای اینکه بخواهید با این جملههای مأیوسکننده خود را سرگرم کنید، برای خود و اعضای خانوادهتان فردای خوبی را تصور کنید. مثلاً تصور کنید که در حال خطکشیدن دور اسم خود در روزنامه هستید. تصور کنید سر کلاس درس دانشگاه نشستهاید و یا تصور کنید جزو رتبههای برتر هستید. چرا که نه. اگر هم نمیتوانید تصور مثبتی داشته باشید، لااقل تصورهای منفی را خنثی کنید. چگونه؟ به این مثال دقت کنید:
تصور: اگر دانشگاه قبول نشوم!
جوابهای ذهنی:
1) دوباره شروع به درسخواندن میکنم.
2) راه دیگری را انتخاب میکنم. مثلاً دنبال کار میروم.
3) رشته تحصیلیام را عوض میکنم.
واقعیت این است که کنکور تنها یک گزینه است و شما میتوانید گزینههای دیگر زندگی خودتان را امتحان کنید و به قول معروف، هیچوقت با هیچ امتحانی دنیا به آخر نمیرسد.
3- به همدیگر زنگ تفریح بدهیم
خسته شدهاید؟ ایرادی ندارد. در این خستگی به هیچ کاری ادامه ندهید. اگر دانشآموز هستید، کمی به خودتان فرصت رفع خستگی بدهید. به ورزش بروید یا قرار یک تفریح دوستانه را بگذارید. اگر خانواده این فرد کنکوری هستید، با هم یک پیکنیک کوچک را ترتیب دهید، به سینما بروید و یک فیلم خوب و امیدبخش ببینید. خود را گاهی از قید و بندها و برنامههای منسجم رها کنید تا بتوانید با انرژی بیشتری به راه و کارتان ادامه دهید.
4- حرف زدن با برندهها
این هم یک راهکار ویژه است برای شما که کمی احساس خستگی میکنید. حتماً در اطراف شما خانوادههای زیادی هستند که سالهای قبل، دانشآموز پیشدانشگاهی داشتهاند. با کمی دقت، یکی از آنها را که در این راه موفق بوده، انتخاب کنید و به دیدارشان بروید. حتی شده در حد گفتگوی تلفنی با هم صحبت کنید و از پیشنهادهایشان برای این مدت استفاده کنید؛ چرا که آن ها این دوره را گذراندهاند و با پیچ و خم این راه آشنا هستند. شما میتوانید با دیدن آنها – خصوصاً اگر افرادی مثبتاندیش باشند- انرژی بگیرید و با شنیدن کارهایی که در طول این مدت انجام داده و روزها و شبهایی که گذراندهاند، خستگی را از تن بیرون کنید.
مثلاً یکی از دانشآموزان پیشدانشگاهی که دانشآموز متوسطی بود و فکر میکرد نمیتواند به رتبهای خوب برای ورود به دانشگاه دست پیدا کند، با دیدار یکی از رتبههای دو رقمی کنکور متوجه شد او نه تنها وضعیت مشابه تحصیلی و خانوادگی با این فرد موفق در کنکور دارد، بلکه در بعضی از درسها از او قویتر است و همین موضوع باعث شد با اطمینان بیشتری به درسخواندن ادامه دهد و احساس ضعف نکند.
موفق باشید- بردبار
دبيرستان در يک نگاه :